من مي دانم كه بدون من ، خدا حتي لحظه اي هم زنده نخواهد ماند .
اگر من نابود شوم ، او نيز خواهد مرد .
Angelus Silesius
من انگشتم را در هستي فرو ميكنم ـ بوي پوچي ميدهد ، من كجا هستم ؟ اين چيزي كه آن را جهان ميخوانند چيست؟ چه كسي مرا به اين دام انداخته و اكنون مرا وانهاده است ؟ من كي هستم ؟ چگونه به جهان آمدم ؟ چرا با من مشورت نشد ؟
از يادداشتهاي سورن كي كهگور
تالس با استفاده از دانش علم كائنات جودر حالي كه هنوز زمستان بود ، پيش بيني كرد كه در فصل آينده محصول زيتون فراوان خواهد شد. پس با پس انداز اندك خودهمه ي روغن كشي هاي ميلتوس و خيوس را اجاره كرد ،و وقتي محصول زيتون رسيد ،توانست پول هنگفتي از طريق دوباره اجاره دادن آنها به دست آورد. اين طرح تالس بنا به گفته ارسطو صرفاً ثروت اندوزي نبود بلكه "نشان داد كه توانگر شدن براي فيلسوفان آسان است ولي در شأن ايشان نيست ." (سياست ارسطو،كتاب اول،6آ1259)
افلاطون در تئه تتوس ميآورد كه چگونه تالس ،وقتي به ستارگان خيره شده بود،درچاه افتاد،و كنيزكي گستاخ براو خنديد كه وقتي نمي تواند زير پايش را ببيند ،در آسمان ها دنبال چه مي گردد.» 
«سقراط : تئودوراس ، منظورم را برايت توضيح مي دهم، با لطيفه اي كه شوخ طبعي زيركانه كنيزي اهل تراس و درباره تالس ساخته شده است ، هنگامي كه او در حال نگاه كردن به آسمان و ستارگان بود ، درون چاله ي افتاد . كنيزك گفت كه تالس آنقدر مشتاق مطالعه و سير در آسمان است كه نتوانست جلوي پاهايش را ببيند . اين لطيفه اي قابل اطلاق براي تمام فلاسفه است . فيلسوف هيچ آگاهي ندارد از آنچه در آينده رخ خواهد داد ـ اگر همسايه اش مردي بي دانش است ، او حتي نمي داند كه در حال انجام چه كاري است و از اوآگاهي چنداني ندارد ؛آيا او يك انسان است يا يك حيوان ؟ فيلسوف جوياي هستي انسان است ، و سرگرم تحقيق كردن پيرامون اين كه ، ذات انسان به چه تعلق دارد يا متحمل رنجي متفاوت از ديگران است ـ تئودوروس فكر مي كنم، مقصودم را درك كردي ؟ » ( افلاطون ، تئه تتوس ، ترجمه بنجامين جووت )
مشهور است كه كلئوبولينا ، مادر تالس از پسرش درخواست مي كرد تا ازدواج كند اما تالس علاقه اي به ازدواج نداشت و هر بار در برابر خواسته مادرش مي گفت : مادر ، من هنوز براي ازدواج كردن ، جوانم . اين پاسخ تالس تنها جوابي بود كه هميشه به مادرش مي گفت تا اين كه در دوران پيري ، پس از خواهش دوباره مادرش براي ازدوج گفت : مادرم ، الان براي ازدواج خيلي دير شده . هنگامي از او مي پرسيدند كه چرا فرزندي ندارد ، در پاسخ مي گفت : « چون عاشق كودكانم . » ( ديوگنس لائرتيوس ، ح 3 قرن بعد از ميلاد )
« خودت را بشناس » ''Know thyself ''
« چيزي در افراط نيست » " Nothing in excess " [ تالس ، دايره المعارف بريتانيكا ]
ارسطو
« آن چه كهن ترين است ، شريف ترين است و آدمي به آن چه شريف ترين است سوگند ياد مي كند .» [ ارسطو ، متافيزيك



