گفتگویی با دو عکاس هنری
عکاسی خیابانی و درک موقعیت حضور
مجید نصرآبادی*
بیانیه جمعی از وبلاگنویسان فارسی زبان در اعتراض به وقایع اخیر قبل و پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388
وضعیت حاضری که ما وبلاگنویسان فارسی زبان در آن به سر میبریم، ملزمان میدارد تا از حقوق شهروندی و حقوق اولیه انسانی خود دفاع کنیم. هیچ وبلاگ نویسی نباید به جرم ثبت عقاید و نظرات شخصی زندانی گردد. ما از حاکمیت میخواهیم تا هیچ روزنامهنگاری یا وبلاگ نویسی بنا به عدم مدارا و مدیریت انسانی در حیطهی آزادی بیان و عقیده، زندانی نگردد و یا وبلاگها و سایتهایشان فیلتر نشود.
سرعت پایین اینترنت در ایران فرآیند اطلاع رسانی و آگاهییابی از وقایع را با مشکل مواجه ساخته است. بهبود بخشیدن به سرعت اینترنت یکی دیگر از خواستههای ما وبلاگ نویسان فارسی زبان در ایران است.
بنا به شرافت و کرامت انسانی و آزادی عقیده که در قرآن با آیه شریفهی "و لقد کرمنا بنی آدم" و آیه "لا
اکراه فی الدین" انعکاس یافته است و بنا به منشور حقوق بشر کوروش بزرگ و با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران نیز از امضاء کنندگان این میثاق است، و با استناد به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از حاکمیت میخواهیم که به بلاگرهای سیاسی احترام بگذارد.
حاکمیت باید به منتقدین بلاگر سیاسی خود احترام بگذارد و وبلاگها و سایتهای آنان را فیلتر نکند.
در حال حاضر یکی از پربینندهترین صفحاتی که کاربران اینترنت، روزانه با آن مواجه هستند، صفحات فیلتر شده جمهوری اسلامی ایران است.رفع فیلترینگ یکی دیگر از خواستههای ما وبلاگنویسان فارسی زبان است. منتقدین بلاگر سیاسی و فرهنگی حاکمیت باید این اجازه را داشته باشند که آزادانه و بیهیچ واهمهای به نشر نظرات و انتقادهای خود در فضای مجازی بپردازند.
دور از انصاف است که بسیاری از وبلاگها و سایتهای موجه، تنها به خاطر درج واژههای ممنوعه به صورت خودکار فیلتر میشوند. باید سیستم فیلترینگ اتومات ملغی گردد.
با تشکر از تمامی کسانی که این بیانیه را امضاء میکنند.
ذکر چند نکته را ضروری میدانم که پیشاپیش اعلام کنم:
- این حرکت کاملاً خودجوش میباشد و زیر نظر هیچ ارگان یا حزبی نیست.این بیانیه کاملا صنفی می باشد و جمعیت وبلاگ نویسان فارسی زبان و سایت های شخصی را که جنبه تبلیغاتی نداشته باشد را تحت پوشش خود قرار می دهد.
- کسانی که این تعهدنامه را تایید میکنند، لاجرم تمامی تبعاتش را نیز باید بپذیرند. ممکن است که وبلاگ شما نیز پس از این تایید فیلتر گردد.
- برای این حرکت هیچ انجام تعریف شدهای قابل تصور نیست یعنی که نمیدانیم آخر کار چه میشود؛ بلکه ما موظف به انجام کار صحیح هستیم نه خیالبافی برای یک غایت صحیح یا ناصحیح. دموکراسی و آزادیخواهی یک پروسه است، نه یک آرمانگرایی.
- برای کسانی که دربند هستند، این کمترین کاری است که وبلاگنویسان میتوانند انجام دهند. پس کسانی که فقط هایو هوی دارند و از ترکیدن وبلاگشان یا فاش شدن نامشان ترس دارند؛ نباید در این راه گام بگذارند.
-برای جلوگیری از دخالت افراد سودجو و بیمار لطفا برای تایید این بیانیه به ایمیل من تاییده را بفرستید. حتما نام و نام خانوادگی و آدرس وبلاگتان را در آن قید کنید چون در غیر این صورت از ثبت نام شما معذوریم.ایمیل من در گوشه وبلاگ ثبت شده است.(دوباره خواهش می کنم که جهت ثبت نام ایمیل بزنید . پست الکترونیک من در گوشه وبلاگ قید شده است)
- بنا به پیشنهاد یکی از دوستان پی نوشت ها را در ادامه مطلب آورده ام. اما لازم به ذکر می دانم که بگویم این بیانیه آنلاین و به روز است و می تواند توسط امضاء کنندگان آن تکمیل تر گردد. البته در حال حاضر هیچ تغییری در آن رخ نخواهد داد و امضاء کنندگان همین متن را باید پیش فرض بگیرند. در صورت جرح و تعدیل این بیانیه آن هم با رای اکثریت از طریق ایمیل به شما اطلاع خواهیم داد. پس لطفا برای آگاهی از سرانجام این بیانیه ایمیل خود را نیز درج نمایید.
- دوستان گرامی هرچه زودتر به ۱۰۰ امضاء برسیم می توانیم این بیانیه را انتشار دهیم. پس در اطلاع رسانی کوشا باشید زیرا حقوق معنوی این بیانیه به امضاء کنندگان آن برمی گردد و من نیز در این امر دست تنها هستم. پس یاری کنید.
-از دوستان خواهش دارم اسامی وبلاگ نویسانی را که دربند هستند برایم ایمیل کنند تا به این لیست بیافزایم
امضاء کنندگان:۶۲نفر
مجید نصرآبادی (بحران) / ندا مقربی (آه ، اگر آزادی سرودی می خواند) /کوروش پارسی (پاينده ايران )/ مریم آموسا (با کره اسبهای باد که شمعدانی را می نوشند) / فرید صلواتی (فرید صلواتی)/محسن طاهری (حزب سبز)/مریم حقیقت (پسا غزل) / لیلا نوروزی (سرخور) / دکتر حسن محدثی (زیر سقف آسمان) / افسر موموندی(کاظمی) (شهر هشتم )/ حسین آرمان(باب الحوائجی)(آرمان سبز) / احسان مازندرانی (بیانک) / علی فتوتی (کاکتوس) /محمد صابر عباسیان (هبوط) / علیرضا قدیری(تاریکخانه)/ حمید همایونی (وبلاگ گروهی اصفهان سبز) /سعيد آگنجي (تریبون) /سولماز بنی عامریان (پاییز در اوین)/ حمزه مومنی( نسیم سبز آزادی)/علی اسماعیل نژاد (جنبش سبز)/مهدی محبی( مرگ بر دیکتاتوریا گاه نوشته های یک خس و خاشاک)/ پرستو مهاجر (آدم و حوا )/ علی شاهین (ایران سبز )/ سیما دینیاریان (آوین )/ احسان كاظمي صفا (داش احسان )/ امین ریاحی (ژاژ )/ لیلا صحت (یاری یول )/ امین صفرپوریان (سبز دوستان )/ الناز بهنام (مونالیزا )/اميد سعيدي (هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق) /محسن دقتدوست (استدلال)/عباس معتمد(تریبون)/ شرر کنور تبریزی (میهن ورجاوند)/ارش صادقی (ندا )/کاوه سلطانی (بودنها نبودنها دگرگونيها !)/مهدی سقایی (جغرافیای آنارشی)/هانيه يوسفيان(مليجك)/مجید خرمی (وبلاگ شرق ما)/مهدي صديقي(سه تا نقطه...)/مهرزاد شمشادی(پرتو مهر)/مهدی سلیا(شراب تلخ)/مجید عشقی(بخوان از عشقی)/الهام شرفی(جنبش سبز)/مهیار زاهد(ماهی سیاه کوچولو)/اکرام زاهدی(باران)/مهدی رفعتی(اینجا ایران است)/زهرا عقیق(ناشکیبا)/طاهر اکوانیان(تازیانه)/مرتضی محروقی(اراکده)/مریم میرزایی(فلسفه یعنی رنج)/رامین حکمت آرا(دست نوشته های من)/امیر خالقی(Cafe Cocaine)/متین حنیف(به قلم یک خس و خاشاک)/مریم حسینی راد(بیداد)/سارا حسینی(بیخودی ها)/نويد محبي(گاه نوشته هاي نويد محبي)/اسماعیل حسام مقدم(پارادوکس)/احسان رضوانی(هزار توی باد)/رامین حکمت آرا (دست نوشته های من)/علیرضا قدمیاری (tash )/آرش بهمنی(مرثیه های خاک)/علی بهاری (موج سبز )/
گفتگو با خدابخش صفادل، شاعر زخمها
مجيد نصرآبادي
خدابخش صفادل متولد 1332 نيشابور دبير زبان و ادبيات فارسي دبيرستانهاي اين شهرستان است. پيش از اين شاعر چشمها ميخواندندش، اما از 29 بهمن1382 زخمي بر دل دارد، كه خواب از چشم او ربوده است؛ اين شاعر دو كتاب دارد: «شاعر نبودم، چشمهايت شاعرم كرد» (1382) و«فصلهاي خالي از كبوتر؛ گزيدهي شعر امروز نيشابور» (1383) وهمين اثر اخير بهانهاي براي اين گفتوگو شد:
البته این گفتگو در سال ۱۳۸۳ صورت پذیرفت و در هفته نامه خیام نامه درج شد.
لیلا به کام بادیه
علیرضا نیرآبادی
از آن جایی که خبط روزنامه نگاری و دبیری سرویس هنری و اندیشگی
یکی از جرم های من است چاره ای ندارم که برخی از
محصولات همکارانم را در این وجیزه نامه به
عرض مخاطبانم برسانم تا شاید نقدشان
ما را به صرفات اندازد که از
این خبط ها
نکنیم.
گفتگویی با چند کارگردان تئاتر
کریمی، لطف آبادی و رضا صابری از دغدغههای تئاتریشان میگویند
حسین لطف آبادی عضو هیئت مدیره ی تئاتر استان و مجید کریمی دبیر مرکز هنرهای نمایشی نیشابور،دو یار دیرینه و دغدغه مند هنر شهرمان هستند که حتی برای مصاحبه هم نتوانستیم فاصله ای بین شان بیندازیم.لطف آبادی تجربه تئاتر را از خانه پدری شروع کرد و آشنائیش با تازه دل، تجربه ی کار روی صحنه همراه با متن را برایش به ارمغان آورد....
اخبار کوتاه فرهنگی و هنری
شماره ۴
این مقاله از آرش نراقی است که از مجموعه ی روشنفکران دینی دهه گذشته هستند و با استفاده از فلسفه تحلیلی دست به نقد مسایل سیاسی و دینی و حتی جنسیتی می زنند. این مقاله را باکد رمز دار جدید بلاگفا در اینجا می گذارم تا هم این امکان تازه بلاگفا را امتحان کنم و هم تنها برای دوستان علاقمند قابل دسترس باشد. در صورت تمایل کامنت بگذارید تا کدش را برایتان ارسال کنم.به نظرم مقاله ی تحلیلی بسیار جالبی است. اما پیشاپیش از دوستان برای این شیوه ارتباط عذرخواهم.
موضوع گفتار من در اینجا نقد اخلاقی نظریه ولایت مطلقه فقیه است. در واقع ادعای من این است که نظریه ولایت مطلقه فقیه نهایتاً به نوعی "فایده گرایی لگام گسیخته" می انجامد که با بی اخلاقی فاصله ای ندارد.
۱.
دو قرائت از نظریه ولایت فقیه
نظریه ولایت فقیه به روایت آیت الله خمینی مبنای نظری و عملی جمهوری اسلامی بشمار می رود و دست کم دو قرائت مهم یافته است. در اینجا مایلم به اختصار ارکان این دو قرائت را بیان کنم، و سپس قرائت دوّم را که همان نظریه ولایت مطلقه فقیه است از منظر اخلاقی مورد بررسی قرار دهم.
به شکوفهها، به باران، برسان سلام ما را
شفیعی کدکنی، از ایران رفت
یاسین نمکچیان
دكتر محمدرضا شفيعی کدکنی، استاد بارز و متبحر و محقق ارزشمند و صاحب نظر در نقد شعر و ادب فارسی که خود در شعر و شاعری جایگاهی برجسته دارد، برای همیشه از ایران سفر کرد. شاید مسافران پنجشنبه شب فرودگاه بینالمللی امام، نميدانستند آوازخوان «کوچه باغهای نیشابور» برای اینکه دیگر طاقت خیلی چیزها را نداشت، مجبور شد اسباب اثاثیهاش را جمع کند و به رفتنی تن بدهد که یک عمر از آن گریزان بود....
نویسنده نامعلوم
جورج سوروس به عنوان پدر انقلابهای رنگی شناخته میشود.
آنچه با عنوان «انقلاب مخملی» شهرت یافت اولین بار در دوره ۶ هفتهای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز شود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیرهای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین (۲۰۰۴) و قرقیزستان (۲۰۰۵) ادامه یافت.
انقلابهایی که در گرجستان به نام رز سرخ، اوکراین با نام انقلاب نارنجی، قرقیزستان رز زرد معروف شد. حتی برخی رد پای سوروس در آنچه به انقلاب سرو در لبنان نیز مشهور شد را نیز به نام او میدانند.
نام «جورج سوروس» بار دیگر و اینبار در چهارمین جلسه دادگاه اتهام وقایع پس از انتخابات برده شد. چهرهای که سعید حجاریان در اعترافاتش گفت که «قرار بود از تجربه بنیاد سوروس در جهت انقلاب رنگی استفاده کنیم» و کیان تاجبخش که در جلسه روز سهشنبه دادگاه از او به عنوان مشاور سابق بنیاد سوروس نام برده شد با بیان اینکه بنیاد سوروس با همکاری برخی مسئولان وقت-در دوره اصلاحات- آشکارا شروع به فعالیت در ایران کرد گفت که حتی «ملاقات مستقیم خاتمی همراه با ظریف با سوروس در نیویورک در سال ۸۵نشان از یک ارتباط مستمر دارد.» [ تاجبخش پیشتر در سال 86 در اعترافی نمایشی در صدا و سیما به نقشش در انقلاب مخملی اعتراف کرد اما از خاتمی نامی نبرد ولی در این آخرین شوی تلویزیونیش خاتمی را هم وارد گود انقلاب مخملی کرد که جای بسی سوال و تعجب دارد.] این تاکید از من است و در متن اصلی مقاله نیست.
حقانیت انقلاب همیشه یکی از مباحث پرشور دورانهای "بحران" بوده است. انقلاب در یک کلام برابر با تغییر است و فرجام این تغییر همیشه در میان انقلابیگران مورد بحث بوده است:
- تغییر از نظر ساختاری: هدف متلاشی نمودن کل ساختار یک حکومت است، به عنوان نمونه از گونهی استبدادی به گونهی دموکراسی و یا بالعکس. ...
اين پديده، تحليلگر سياسي را ناچار ميسازد براي ارائه تحليل خود اين ملاحظه را داشته باشد که به نوعي«تحليل قالب» را اثبات کند. او مجبور است يا با خودسانسوري تحليل خود را بهگونهاي ارائه کند که با «تحليل قالب» در تعارض قرار نگيرد يا در نهايت در لفافه بنويسد که دچار دردسر نشود البته اين نوع نوشتن ديگر تحليل نيست وهمان کلي گويي است که نه تنها گرهاي نميگشايد بلکه در مواردي گره را کورتر ميسازد.
شعری برای شاعر
در یاد بود زندهیاد علی نجفی
بسیاری از رویدادهای اطرافمان همیشه پیش از آن که فکری برایشان اندیشیده شود، اتفاق میافتند. آدمی بالاخره میمیرد. به همین سادگی. حتی زودتر یا دیرتر از آن زمانی که برایش تصوری میبافد. برای علی نجفی نیز مرگ زودتر از آن زمانی که تصورش را میکرد به خوشامدگوییاش آمد. غافلگیرانه بود این یکبارگی هجوم مرگ برای نجفی و دوستانی که سالهاست، انبوهی از خاطرات تلخ و شیرین را با او تجربه کردهاند. دوست دیرینش، علیرضا نیرآبادی در رثای او اینگونه سروده است:


