اخبار کوتاه فرهنگی و هنری
شماره ۳
ايمان زير صليب
جستاري بر سازش كليسا و دربار
كنستانتين ، امپراطور روم ، آرزوي كليسا را برآورده ساخت و مقدمات كليساي جهاني مسيحيت را كه بر قدرت امپراطوري تكيه مي كرد ، فراهم نمود. با اين عمل ، قرون متمادي تسلط دربار بر كليسا تثبيت شد و دين در خدمت كامل دولت درآمد.....
روحانيت مسيحي بر مسند قدرت
هادی آئین
در تمام اديان جهان گروهي هستند كه پس از آورنده يا انتشار دهنده اصلي دین (پيامبر ، نبی ، مصلح يا هر عنوان ديگري) صرفاً خود را خبره و مربي اصول مذهبي و ديني آن دين بهخصوص ميدانند نه ديگران را. ماكس وبر ميگويد كه كار ويژههاي روحانيون هر دین عبارتست از فهماندن دين به ديگران ، دفاع از دين در برابر اديان دیگر، تعيين محدوده دين از غير دين ، تعبير و تفسير متون دين و زنده نگاه داشتن دين....
چند کلمهای به یاد علی نجفی
می نویسم برای سالهای دراز دوستی مان و آن فاصلههای تلخ که درخاطرات من اکنون نقطه چین خواهند شد. می نویسم تا بی کینه باشم. تا پرخاشهای درونی خود را در برابر بی بند و باریهای بی پایان تو لگام زده باشم. تا شهادت دهم که تراژدی چیزی است که تو خود در زندگی تعریف کرده بودی.
فردا سه شنبه ساعت ۹ صبح از جلو مسجد امیر المومنین نیشابور مراسم تشییع برگزار خواهد شد
شمعی
بر گوری خاموش
خاطراتم را نگهبانی می کند
برادر عزیزم علی نجفی درگذشت.
شاعر و داستان نویس معاصر علی نجفی امشب در میان ما نیست.
نبردی به نرمی آب
انقلابهای تاریخ بشر هرچند سراسر خونریزی و آتش و دود بوده است اما نمونههایی اندک در آن میتوان یافت که فرآیند تغییر سیاسی و فرهنگی را به نرمی، تداوم و روندگی آب پشت سر گذرانده است. آنچه امروزه از آن با عنوان انقلابهای رنگی Color revoutions یاد میکنند در حافظهی تاریخی بشر نمونههای نه از حیث شباهت اما با ماهیتی یکسان دارند. جین شارپ به این موضوع اشاره میکند که انقلابهای غیرخشونتآمیز در تاریخ نمونههای دارد و پدیدهای نادر نیست:
از دیدگاهی مبناگرایانه و ذاتگرایانه برای هر انقلابی میتوان دو اصل بنیادین را در نظر گرفت که برپایه آن این چنین جنبشی شکل میپذیرد. اصل اول تفاوت است. بنا به گونهگونگی و تفاوتهای فردی میان انسانها باید بالتبع این اصل را پذیرفت که تمام انسانها یک شکل و یک مرام به خصوص ندارند. به قول جان استوارت میل، در یک گله گوسفند هم، همه گوسفندان یک شکل نیستند، که بنا باشد که انسانها هم یک شکل بیاندیشند یا دست به یک کنش زنند. اصل بنیادین دومی که تمامی انقلابها بر آن استوار است، اصل تغییر میباشد. بالاخره تمامی نفوسی که به تفاوت میان دیدگاهها و وضعیت خود با دیگرانی که تحت قیومیت آنها هستند، میاندیشند، روزی سر میرسد که برای بهبود وضعیت خود و در راستای بهزیستی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، دست به کنشی تغییرگرایانه زنند.
پایه تئوریک من در گفتارهای که آمد بر آشکارگی همین دو اصل برای انقلاب، بنا گشته است.
ادامه دارد
دیدگاه روانکاوانهی پسافرویدی در تحلیل مسایل اجتماعی و فرهنگی از منظر ژاک لکان نیز در مورد مسایل مرتبط با سیاست نیز بسیار قابل توجه میباشد. ژاک لکان (1901- 1981) روانشناس فرانسوی
معتقد است که، انسانها تا زمانى كه در دوران شيرخوارگى هستند، هرچه را مىطلبند بى هيچ قيدى دريافت مى كنند و نيازى به تمنا و آرزوى آن ندارند؛ زيرا تمام خواستههاى آنها در آن بعد خاص ارضاء مىشوند و با اشباع كامل مواجه هستند. در اين مرحله (كه مرحله مهمى در ارتباط با شخصيت انسان است) كودك سخن نمىگويد و اصولاً كلام وجود ندارد؛ زيرا همانطور كه ذکر شد، کودک به محض نیاز، توسط مادر به عامل ارضاگر میرسد. كودك در اين شرايط هنوز جدايى از ديگرى و غير (Other) را تجربه نكرده و هيچ تمايزى بين خود و ابژه ارضاء كننده نمىبيند. اين شرايط، چيزى است كه لكان از آن با عنوان "امر واقعى" ياد مىكند. امر واقعى، موقعيتى روانى است كه واجد وحدتى اصيل و آغازين در كودك است. از اين رو هيچ گونه غياب و فقدان يا كاستىاى در آن وجود ندارد؛ اما رفته رفته وضع تغيير مى كند. به عبارت ديگر انسانها، به اصطلاح در ...
مرادم در این گفتارها این است که بدون جانبداری به بررسی مسایل و حواشی انقلاب های نرم یا رنگی بپردازم و آن را از منظری تئوریک و پراتیک کنکاش کنم. این گفتارها به صورت کوتاه و مسلسل وار نوشته خواهد آمد.
انقلاب رنگی یا سبزینه یک جنبش
هر [دولت] شهری همچنانکه میدانیم، نوعی اجتماع است و هر اجتماعی به قصد خیر برپا میگردد؛ زیرا آدمی همواره میکوشد تا کاری را انجام دهد که خود نیکو میپندارد. اما اگر همه جوامع به پارهای از خیر نظر دارند، آن جامعهای که بالاتر از همه جوامع دیگر است، خیر برین را میجوید و این [گونه] جامعه است که شهر یا اجتماع سیاسی نام دارد. (ارسطو؛ کتاب سیاست؛ 1252، الف) [i]
انتصاب حکم جدید احمدینژاد برای رحیم مشایی (یا مشاعی) که با تذکراتی از جانب رهبری و مراجع
همراه بود مرا به یاد سرمقالهای می اندازد که 4 سال پیش برای هفتهنامهای نوشتم. این قبیل حرکات دقیقاً همان تکنیک آشناییزدایی در ادبیات است. این تصمیم برای مدتی اذهان عموعی را به سمتی جلب میکند که هیئت حاکمه انتظارش را دارد. پس از مدتی احمدینژاد دوباره مجبور خواهد شد که به حرف رهبری و مراجع گوش کند. بدین ترتیب این مسئله تداعی میشود که احمدینژاد با رهبری همسویت تام ندارد و کاملاً مختار عمل می کند و اذهان عمومی پس از اولین نماز جمعهی بعد از انتخابات ریاست جمهوری و ایدهی حمایت رهبری از احمدینژاد نیز کمی ترمیم میگردد. پس هدف در اینجا ترمیم بدبینی اذهان عمومی جامعه است نه تنها انتصاب شخصی به نام رحیم مشاعی (یا مشایی). در ذیل آن سرمقاله آن سالها را بخوانید:



