
1900: ده سال آخر عمرش را همچون جنازهای متحرک سپری میکند که فقط مراقبتهای مادر و خواهرش باعث طولانیتر شدن این زمان تا مرگش میشود و بالاخره در 25 اوت در اثر بیماری ذاتالریه در شهر روکن، نیچه از شرّ زندگی خلاص میشود و در وصیتنامهای به خواهرش این گونه مینویسد: «به من قول بده که پس از مرگم، فقط دوستانم بر جنازهی من حاضر شوند و مردم فضول و کنجکاو دیگر آنجا نباشند. مواظب باش که کشیش یا کس دیگر برکنار گور من سخنان بیهوده و دروغ نگوید، زیرا در آن هنگام من توانایی دفاع از خویشتن را ندارم. بگذار تا چون بتپرستی خالص به گور روم». (نیچه و کتاب چنین گفت زرتشت، ص: 5)
جعفر نجيبي متولد 1332 از شهرستان خوي درآذربايجان غربي است. پس از اتمام هنرستان هنرهاي زيبا ، بورس تحصيل در فرانسه را گرفت ولي به علت داشتن پرونده در ساواك از رفتن اش ، جلوگيري كردند. فارغ التحصيل رشته كارشناسي هنرهاي تجسمي است با گرايش مجسمه سازي ، نقاشي وگرافيك وكار مطبوعاتي از فعاليت هاي مهم دهه شصت اين هنرمند است. پس از سال 70 كه انجمن
هنرمندان مجسمه ساز شكل مي گيرد به طور جدي در اين شاخه ي هنري مايه مي گذارد.
يك اثر 7 متري متشكل از هفت دولفين در زادگاهش، طرح سكه ي بهار آزادي براي بانك مركزي ، اجراي چند سفارش كاري در شهر « وان » تركيه ، دو پرتره ويك مجسمه ، متفكر لميده در اصفهان نصب واجراي چند اثر در محوطه ي موزه تهران شناسي آرم گمرك از برنز در جلفا، نيم تنه ي شمس تبريزي ، تنديس حافظ ، تنديس برنزي كمال الدين بهزاد ، تنديس تختي در اصفهان ، تنديس جلال آل احمد ودهخدا براي انجمن مفاخر ملي و. . .


