هنر در نظر افلاطون
سعید بینای مطلق
تهران: فرهنگستان هنر
چاپ دوم: 1386
قطع: جیبی
76 صفحه
گونهای از نقد و بررسی پیرامون مسایل و موضوعات بنیادین در تمامی زیر شاخههای علوم انسانی، نقد تاریخی است. نقد تاریخی، رفتن به سرآغاز است و یافتن سرچشمههاست. نقد تاریخی، کند و کاوی پیرامون موضوع مورد بحث در سیر تاریخی همان موضوع است؛ اما در این میان منتقد باید بداند که یافتن سرچشمهای بکر و دست نخورده برای او تقریباً غیرممکن است. منتقد زمانی را مورد بررسی قرار میدهد، که آن را نزیسته است و با متونی روبروبه است که برای معاصرین آن متن همان قدر به دور است که برای منتقد امروزی دو صد چندان دورتر است.

نورین معتمد متولد آبادان و بزرگ شده تهران است و از سال 1983 به طور حرفهای فعالیت نقاشی خود را آغاز کرده است.
نورین معتمد نقاشی خوش قریحه است که در سبکهای متفاوتی در حال تجربه اندوزی است. او در مجموعه آثارش سبکهای فیگیوراتیو، ناتورالیست، پرتره، سورئالیسم، آبستره، رئالیسم، انسان و طبیعت و مجموعهای با عنوان بافندگان دارد.
نورین معتمد در مجموعه بافندگان، توانسته است که تلفیقی از هنر مینیاتور با فضاهای سنتی و بومی را داشته باشد. او در این مجموعه به آنچه سبک کاری فیروزه گلمحمدی در کتاب"زن، آب و آیینه" که پیشتر از این منتشر شده است، نزدیک گردیده است. هر چند سبک کاری معتمد با گلمحمدی متفاوت است اما در به تصویر کشاندن موضوعی واحد، دارای اشتراک هستند. زنان ایلیاتی، بافندگان گلیم و جاجیم، رقص و شادیهای آیینی، موضوع بخشی از این نقاشیهای مجموعهی بافندگان میباشد.
مروري بر زندگي و اشعارفدريكو گارسيا لوركا
زادن به وقت ومردن نابهنگام

ادبيات هر كشوري به مدد روان هاي بي قراري تجسم پذيرفته است كه دل در گرو اعتلاي انسانيت نهاده اند. راوياني كه ، تلخ و شيرين زندگي انساني رابه تصوير كشانده اند . هر چند كه اين راويان از بوميان يك جغرافيا ، سخن پراكنده اند ، اما درد مشترك انساني را به تصوير كشيده اند . انسان هايي كه خود " چگونه گفتن " را نمي داند ، اما " چگونه زيستن " را مي داند . راويان روان بي قرار ، در هر خطه و بومي كه باشند ، جانهاي شيفته ي انسانيت را ، عاشق خود مي كنند ؛ چرا كه دوستداري انسان ، مرام و ملت نمي شناسد . فدريكو گارسيا لوركا ( 1898- 1936 ) ، اينچنين راويي بود . لوركا شاعر و نمايشنامه نويس شهير اسپانيايي نه تنها در زيست بوم خود، نام آوازه است بلكه قلوب بسياري از جانهاي شيفته را در تسخير خود دارد ، از جمله ايرانيان .

پيرنگ (plot ) : در ادبيات روايتي منثور سنتي بخاطر عدم تفكر عقلاني ، پيرنگها تحت تاثير بينش اسطورهاي هستند و گاه با بينظمي و تعدد وقايعي روبرو هستيم كه هيچ ارتباط منطقي با يكديگر ندارند . قانون عليت در شيوه عقل و خرد استدلالي و روش علمي بين برخي از علل و برخي از معلولها رابطهاي يك جانبه برقرار مي سازد . اين نگاه به رويدادهاي طبيعي و اجتماعي ناشي از روح حاكم در عصر روشنگري است . عصر روشنگري و خردورزي كه به زعم گروهي از منتقدين آغازگاه مدرنيته به شمار ميآيد ، اين امكان را براي ادبيات داستاني فراهم نمود كه نويسندگان با ابزارهاي منطقي دست به تجزيه و تحليلِ طبيعت و اجتماع بزنند . آنچه كه در ابتداي اين گفتار در مورد مدرنيته و فرازهاي چهارگانه آن ، گفته آمد ، در اين جا نقش ويژه خود را آشكار مي سازد . مدرنيته و بالتبع آن عصر روشنگري ، سعيي بليغ در خردمندانه كردن ادبيات داستاني دارند . در ادبيات روايتي منثور مدرن ، نويسنده براي پيرنگ داستاني اش بايد تابعي از بينش استدلالي و منطقي باشد .
درآمدي بر پايگان تاريخي ، فلسفي و فرهنگي ادبياتِ روايتيِ منثورِ مدرن
شاه نشين عمارت ادبيات داستاني
مجيد نصرآبادي

زمانه ي ما نيز چون ديگر ادوار تاريخ بشري ، عصر ذوب شدن در دنياي روايتگري است . عامهي مردم به راويان زندگي اقبالي بيش از متفكران نظريهپرداز نشان ميدهند . البته اين رويكرد از گذشته تا به امروز اينچنين بودهاست . در تمامي فرهنگها راويان متقدمتر از نظر اقبال عمومي نسبت به نظريهپردازان بودهاند . آثار هومر ، هزيود و ساپفو ، قابل توجهتر از گفته هاي پيشسقراطيان بود ؛ نمايشنامههاي اوريپيد ، سوفوكلس و آريستوفانس ، پربينندهتر از آثار افلاطون و ارسطو بود .[1] كمدي الهي دانته در پايان قرون وسطي نقشي براندازانهتر از آثار پيتر آبلار و توماس آكويناس در تفكر و منش اسكولاستيك داشت . مزيت حكايت و روايت در اين است كه آدمي را در جهاني غرق ميكند كه يا آن را تجربه كرده و يا اين كه به مدد تخييل آن را تجربه مي كند .



