تا اطلاع ثانوی
نویسا و ماندگار باشید.
مروری بر فیلمی از میلوش فورمن
شبح آزادی
مجید نصرآبادی
قصه "اشباح گویا" از انگیزاسیون کلیسا در اسپانیای اواخر قرن هیجدهم آغاز می شود . این فیلم برخلاف سایر فیلمهای که درباره انگیزاسیون به نمایش درآمده، زمانی پسینی تر دارد. فیلم های که برای جوردانو برونو، متاله مسیحی و یا فیلم "نام گل سرخ" (که داستانی از امبرتو اکو است) ساخته شده است، مربوط به اروپای قرون پیش از 14 میلادی است اما داستان تفتیش عقاید در "شبح گایو" مربوط به اروپای قرن 19 میباشد. البته فیلم "اشباح گویا" اواخر این دوران را در سالهای پایانی قرن هیجدهم و اوایل سده نوزدهم و اشغال اسپانیا توسط فرانسه و بریتانیا را به تصویر میکشد و "فرانسیسکو گویا" در این میان ، تنها در این میان نقش راویی را بازی میکند که خود نیز در فرایند روایت دخیل است. کسی که با نقاشی هایش ، وقایع آن سالهای آتش و خون را در اسپانیا ، به ثبت تاریخی رساند
Goya's Ghost
اشباح گویا (محصول: ۲۰۰۶)
ادامه را در سرای فکر آزاد بخوانید
كاوشي در يك رباعي خیام
تختهبند سرشت و سرنوشت
مجيد نصرآبادي
«اي آن كه نتيجه چهار و هفتي
وز هفت و چهار دايم اندر تفتي
مي خور كه هزار بار بيشت گفتم
باز آمدنت نيست ؛چو رفتي ، رفتي»
آقایان نخوانند: «ارسطو سواری»
مجید نصرآبادی
سرسپردگی روان آدمی به دستورات عقل یا عشق، یکی از تراژدیهای کهن تاریخ بشری است. بشر تا به امروز داستانهای بسیاری از تضادهای میان سرسپردگی روان آدمی، در میانهی عقل و عشق شنیده است. روایتهایی که گاه جنبه رمانتیک و گاه تراژیک داشته است، اما از آن میان شنیدن داستانهای که از وجههای کمدیک برخوردار باشند، کمتر به گوشمان رسیده است. البته اگر این داستانها مربوط به فلاسفه و نویسندگان مشهور باشد، شنیدنیتر است. آگاهی نسبت به جنسیت، یکی از ابتداییترین ادراکات انسانی نسبت به خود میباشد. جنسیت و تمایزجنسی میان ابناء بشر، در طول حیات بشر، انسانی را وادار به جهتگیری کرده است، که پیشتر با عنوان "سیاست تمایز جنسیتی" از آن یاد کردهام.




