تاريخ يونان قديم
جلد اول ( از آغاز تا جنگ پلوپونز )
احمد بهمنش
انتشارات دانشگاه تهران :1371 (چ اول:1338 )،437 ص+تصاوير
كتاب حاضر يكي از قديميترين كتبي است كه به زبان فارسي توسط دكتر احمد بهمنش ترجمه و تاليف شده است . شايد با توجه به متوني كه امروزه پيرامون تاريخ و فرهنگ يونان ترجمه و تاليف شده است ، اين كتاب از اهميت كمتر برخوردار باشد ؛ اما هنوز هم براي مرجع واقع شدن ، جايگاه مناسبي دارد .( البته من از تاليف جلد دوم اين كتاب بي خبرم و هنوز نشاني از آن را نيافتم .)
ادبيات داستاني

¨ داستان چيست؟
سخن يا نوشته اي است كه در آن گوينده يا نويسنده فكر و هدف خود را در قالب رويدادهاي واقعي يا خيالي كه براي شخصيت هاي گوناگون پيش مي آيد، بيان مي كند وكنجكاوي خواننده را بر مي انگيزد تا ازدنباله رويداد ها ونتيجه آنها آگاه شود.
ادامه را در اینجا بخوانید سرای فکر آزاد
روايت بي رو در بايستي
هيچ خود- زندگي نامه نوشتي خالي از خودخواهي نيست.
تنها زندگي نامه هايي به واقعيت نزديك ترند كه نويسنده اش ، بي رو در بايستي به خود بپردازد . نويسنده زندگينامه بايد ، آينهي تمام نماي ، اندروني و بيروني خود باشد .نويسنده ي زندگينامه نوشت بايد به آنچه كه كرده و آنچه كه ميخواسته انجام بدهد ، اعتراف كند و اين امري است كه براي هركس ميسور نمي باشد . آيا هر انساني قادر است كه خودآگاه و ناخودآگاه خويش را بر صفحهي سپيد كاغذ به رشته تحرير بياورد. به هر شيوه از خود نوشتن، نوعي خود دوست داشتن است.
مردي كه در اين مقال نام اش مي آيد پس از اعترافات قديمي آگوستينوس از نظر زماني دومين خود- زندگي نامه نوشتي است كه از وجههاي ادبي- تاريخي برخوردار است. نويسنده در اين اثر بي پرده پوشي به خطاهاي خود اقرار ميكند؛ اما قصه اش تنها توصيف خويشتن است نه توجيه خطاها. نويسنده در خانوادهاي فرانسوي الاصل و پروتستان در ژنو سال 1712م. به دنيا آمد و نامش را ژان ژاك نهادند
ادامه مطلب را در سرای فکر آزاد اینجا بخوانید
اين تصويري از مجسمه هاي برنيني است كه در قاب گرفته ام و هر شب آن را پيش از خواب مي بينمش . صحنه اي زيباي ربوده شدن پرسفونه توسط هادس....
پرسفونه ، ايزد بانوي باروري و چشمه ، دختر زئوس و دمتر ( همتاي رومي او كرس Ceres ) ـ البته در برخي از منابع اورا دختر دمتر ميدانند كه بر اثر تجاوز پوسيدون به وي ، از او آبستن شده است و در نتيجه خواهر آريون و دسپوينا گرديد . اما اين تجاوز ، هنگامي كه دمتر در پي دخترش پرسفونه ميگشت ، رخ داد .
مروري بر هيچ انگاری
بودن يا نبودن
هنگامي كه سرگيويچ تورگنيف (1818- 1883 م) نويسنده روسي در تعريف از بازارف شخصيت رمان »
پدران و پسران«( 1862) براي نخستين بار واژهي » هيچ گرا« يا » هيچ انگار« (نيهيليست) (nilyhili) را آفريد، روسيه به مرحله اي رسيده بود كه نطفه » دوران گذار« را شكل مي بخشيد. در اين وضعيتِ » دوران گذار«، بازارف در مقام نماينده انديشه هاي نوگرا در برابر تفكر سنتي مردم زادگاهش قرار مي گيرد و به تضادهاي ميان ارزش هاي خود و ارزش هاي پيشينيان اش پي مي برد. او را از آن جهت» هيچ انگار« مي شناسند » كه در برابر هيچ مرجع قدرتي سر فرود نمي آورد و هيچ اصلي را بي بررسي نمي پذيرد« (آثار، ص، 87) اين رهآورد دوران گذار است كه از درون: بازنگري در اصول ارزشي- تجريدي را در پي دارد.


