سپيده دمان تاريخ

چارلز داروين نظريه اي را پي ريخت مبني بر فرايند تكاملي موجودات زنده كه با توجه به مطالعات كالبد شناسي ، ديرينه شناسي و ... شباهت هايي را ميان انسان خردورز با انسان نماها و انسان نماها با ميمون ها را اثبات مي كرد . نظرات داروين گسستي در تفكرات مابعد الطبيعي ايجاد كرد كه اين گسست فزوني يافت و كاستي نه . قصد اين مطالعات اين بود : « بنا بر شواهد يافت شده فسيلي از يك تنه اصلي دو شاخه ي مجزا تكامل يافتند كه از يك شاخه ميمون هاي امروزي و از شاخه ي ديگر " همويند " ها يا انسان نماها به وجود آمدند . انسان امروزي يكي از شاخه هاي فرعي بسيار تكامل يافته ي اين شاخه ي دوم است .»

مطالعات فرهنگي جنسيتي (1)
سياست تمايز
پيش گفتار:
در قرن بيستم شاخه اي از مطالعات آكادميك با عنوان» مطالعات فرهنگي« شكل گرفت. اين شاخهي
مطالعاتي دنباله تلاش هاي پيشين جامعه شناسان، فلاسفه و اصحاب انديشه در حيطه فرهنگ بوده است. از ميان زير مجموعه هاي مطالعات فرهنگي، رسته اي كه از گذشته تا به امروز مناقشه پذير بوده است، درون مايه جنسيت است.تمايز جنسي انسان ها يكي از بزرگترين معضلات آن هاست.
سرود نخستين
« خشم آشيل »
« بسراي، اي بغدخت ! خشم آشيل پور پله را ؛ آن خشم گجسته و زيانبار را كه تيره روزيهايي بيشمار

براي آخاييان به بار آورد ؛ روانهاي راد و بخشندة انبوهي از قهرمانان را به نزد هادس درافكند » از آن زماني كه آگاممنون پادشاه جنگاوران و آشيل مينوي ، ميانشان ستيزه درگرفت . ايزد آپولون ميان اين دو پهلوان ستيزه درمي افكند و بيماريي مرگبار را بر سپاه مستولي مي كند . اين از آن روست كه شريسه كاهنِ آپولون خوار داشته شده است . شريزئيس دختر كاهنِ آپولون ـ ايزدي كه تيرش تا دور جاي راه دارد ـ در نزد آگاممنون ـ پادشاه آخاييان ـ به عنوان غنيمت جنگي ، اسير آمده است . كاهن روبه آخاييان عجز و لابه مي كند و دخترش را در ازاي تقديم هدايايي ديگر ، خواهان است . آخاييان به اين معامله راضي اند اما آگاممنون ، رضايت نمي دهد و مي گويد :
كاوشي درچيستي ادبيات
پرسش گري ازچيستي ادبيات،اراده وخواست "ماهيت" آن است. چيستي شناس درپي شناسايي علم موردپژوهش خويش است وقصد آن داردكه دريابد آنچه هويت و وحدت به علم مورد نظر مي بخشد ،چه مولفه هاي است وحدود وحوزه كاري آن تاكجاست. ارسطودركتاب" متافيزيك" ماهيت را اين گونه تعريف مي كند: «آنچه بيانش تعريف راشكل ميدهد.» وكانت در "اصول متافيزيك دانش طبيعت "مي نويسد : «ماهيت اولين اصل دروني همه آن چيزي است كه به ممكن بودن شيئي تعلق دارد.
«به گفته ي اميل بريه :« مطالعه تاريخ فلسفه در مجموع سير زماني آن با توجه به وحدت اين سير تطوري امري است كه تقريباً تازگي دارد .اين امر يكي از وجوه متعدد اعتقاد به ترقي روح انساني است كه در اواخر قرن هجدهم به ظهور رسيد.در فلسفه تحصلي اوگوست كنت به اعتباري و در فلسفه هگل به اعتباري ديگر سير تاريخي فلسفه به عنوان لازم ذات فلسفه تلقي شد .» (نقل از مترجم از كتاب اميل بريه ،تاريخ فلسفه ،ترجمه :ع، داودي ،ن:دانشگاه تهران،1352،ج1،ص:13)
كاپلستون پيرامون بي طرفي در تاريخ فلسفه مي نويسد :



