2 ـ ساپفو و فائون

داستان عشق ساپفو به فائون Phaon و پريدن ساپفو از صخره هاي لئوكاديان Leucadian در نتيجه اهانت هاي فائون به ساپفو ، هر چند به طور ضمني اعتقاد قوي نسبت به اين باور وجود دارد ، به نظر نمي آيد كه بر بنيان هاي تاريخي محكمي استوار باشد . در حقيقت يك لطيفه گوي در گلچيني ادبي اين گونه توضيح مي دهد كه ساپفو در گورستاني در ائوليك به خاك سپرده شد .[ 4 ] هنوز فائون براي تمام اسطوره هاي كه در اطراف اسمش گردآمده ، براي دلربايي معجزه گرش و عشق نامحسوسش ، شايد يك شخصيت واقعي داشته باشد .همانند ديگر قهرمانان ، احتمالاً او در دوره اي خيلي پيشتر از آن اخباري كه به ما رسيده است زندگي مي كرد . گفته شده است كه او قايقراني در ميتيلنه ( مقايسه با قطعه 140 ) بوده است ؛ كسي كه به وسيله آفروديت به او جواني و زيبايي فوق العاده اي اهدا شده بود ، به پاداش يك عبور دادن ناچيز به وسيله قايق ، از يك طرف رودخانه به سمتي ديگر .
خانواده و دوران ساپفو
ساپفو يكي از بزرگترين شاعران زن در جهان است ، كسي كه خودش را پسافا Psappha با لهجه ائوليك
Aeolic ناميد . ( در قطعات 1 و 59 ) گفته شده است كه اوج شهرتش مربوط به سال 610 ق م بوده است . دوراني كه ساپفو زندگي مي كرد، ارمياي نبي اولين پيشگوييش را آغاز كرده بود و از عالم غيب خبر مي داد (628 ق م ) ؛ دانيال نبي را به خارج از بابل حمل كرده بودند و به خاك سپرده بودند ( 606 ق م ) ؛ بخت النصر اورشليم را محاصره و تسخير كرد ( 587 ق م ) ؛ سولون در حال وضع قوانين جديدش در آتن بود و آنچنان كه گفته شده است تاركيونيوس پريسكوس Tarquinius Priscus پنجمين پادشاه روم بود . ساپفو پيش از تولد گئوتاما Gautama ( بودا ) ، بنيانگذار بوديسم ، ديني كه گفته شده است بيش از يك سوم جمعيت جهان پيروان او هستند ، زندگي مي كرد . دو قرن كفايت مي كرد تا بيشتر اتفاقاتي كه در زندگي شكسپير Shakspere افتاده بود در هاله اي از ابهام قرارگيرد
ساپفو اهل لسبوس Lesbos در آسياي صغير بود كه يكي از مهاجرنشين هاي يوناني بود از تبار ايولي
ها بود . دوران شكوفايي او را بين سال هاي 610 تا 580 ق م دانسته اند . در زبان محلي به او پسافو Psappho نيز مي گفتند . اين شاعره غزل سرا در تمام دوران عمر خويش از شهرت بسزايي برخوردار بود و براي نوشته هاي زيبايش تحسين بسياري را برانگيخته بود . گفته شده است كه او بيشتر از تمام شاعران تاريخ ادبيات يوناني ـ بجز آرخيلوخوس Archilochus و آلكايوس Alcaeus ـ به حوزه روابط شخصي خود با خواننده وارد شده است و در اين كار فرا روي كرده است .



